![]() |
![]() |
|
| خاطرات من و دل |
|
در واپسين لحظات و در اوج سکوت و تنهاي ام صداي دلنواز يادت در قصه بي کسي ام مي پيچد باز شب مي شود و من از سياهي مي هراسم و باز دل خسته از فراق عشق مي گريم و بر تلخي تمام غمهاي زندگي ام اشک مي ريزم وقتي مي خواهم چهره تو را به ياد بياورم چشمانم را مي بندم و در سفيد رنگي ارامش بخش چشمان تو را مي بينم و صداي تو را مرور مي کنم با اينکه از برخي سکوتها دلزده ام با رفتن تو بود که تنهايي من رقم خورد تو رفتي و من به يادت با غنچه هاي گل نرگس،با حياط خانه با غم و غربت خودم همدم و هم زبان شدم بيا که دلتنگ توام دل شکسته ام را فراموش نکن هميشه با خودم فکر مي کنم و در هر رهگذري تو را مي بينم و با تواني که از دوستي ها مي گيرم از کنارت مي گذرم من به ياد تو هستم تو هم مرا در ياد خودت داشته باش |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 1:4 PM توسط mohi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
دوست دارم تا همیشه فقط عاشقها وارد شوند عکس و شعر عشقولانه |
|
RSS
|